سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
 امام نقی نقی عید فطر - دلحرف

دلحرف

سلام عزیزان مقدم شما را به کلبه ی حقیرانه ی خود گرامی داشته و آرزومندم که از حضور در این کلبه احساس آرامش و رضایت و لذت بنمایید...

سلام
عید سعید فطر رو تبریک عرض میکنم و امیدوارم نماز و روزه ها و دعا و مناجات هاتون مقبول درگاه احدیت قرار گرفته باشه....

نماز عید یادتون نره
ما رو هم دعا کنید
یا علی


نوشته شده در جمعه 19 شهریور 89ساعت ساعت 12:17 صبح توسط صادق مودی| نظر بدهید
طبقه بندی: عید فطر 

منبع: راسخون




عید واقعی آن وقتی است که انسان رضای خدا را به دست بیاورد، پس درون خودمان را اصلاح کنیم.

 


عید واقعی آن روزی است که در آن معصیت خدا نکنیم.

 


هرچند که من گناهکارم یا رب
بر رحمت تو امیدوارم یا رب
بر وسعت عفوت چه نگاه اندازم
بر کرده خود نظر ندارم یا رب
(ماه عشق، ماه صفا، ماه نور و ماه نزول برکت تمام شد، خدایا ما را دریاب)

 


عید اولیاءالله مبارک.

 


عید سعید فطر بر عاشقان الله و یاران مهدی(عج) مبارک باد.

 


عید فطر روز پاداش گرفتن و رویت رحمت الهی بعد از ماه رمضان است. (مقام معظم رهبری)

 


خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟

 


استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان.

 


خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک ماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم. (آمین)

 


عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

 


کم کم غروب ماه خدا دیده می شود
صد حیف ازین بساط که برچیده می شود
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آن کسی ست که بخشیده می شود
عید شما مبارک

 


فرازهایی از دعای وداع امام سجاد(ع) با ماه رمضان:
بدرود ای بزرگترین ماه خداوند و ای عید اولیای خدا...
بدرود ای ماه دست یافتن به آرزوها...
بدرود ای یاریگر ما که در برابر شیطان یاریمان دادی...
بدرود ای که هنوز فرا نرسیده از آمدنت شادمان بودیم
و هنوز رخت برنبسته از رفتنت اندوهناک.
* التماس دعا*

 


خداحافظ ای ماه غفران و رحمت
خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوها
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خداحافظ ای بهترین ماه الله

 


خدیا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده.*آمین*

 


حلول ماه عید و شادی مسلمین است
پایان ماه روزه، برای صائمین است
نشاط و افتخار و شادی و سربلندی
از محک الهی برای مؤمنین است

 


عید سعید فطر و پایان ماه صیام
بخواهیم از خدای ذو الجلال و الکرام
که تا سال آینده، صفا و پاکی دل
حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل

 


همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...

 


رمضان آمد و روان بگذشت
بود ماهی به یک زمان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود
این معانی از آن بیان بگذشت

 


مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
آیا چیزی قابل درو در این رمضان کاشته ایم؟

 


عید فطر.. روز چیدن میوه های شاداب استجابت مبارک باد

 


این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نماییم

 


کسان که در رمضان چنگ می شکستند
نسیم گل بشنیدند و توبه بشکستند

 


رمضان شد چو غریبان به سفر بار دیگر
اینست فرخ شدن و اینست به هنگام سفر

 


خداحافظ ماه پروردگار الرحمن الراحمین
خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر
خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت
خداحافظ ماه شب های نورانی قدر

 


ز مردم دل بکن یاد خدا کن
خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت می چکد گرم
غنیمت دان و ما را هم دعا کن


صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است.. از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.



عید فطر.. عید پایان یافتن رمضان نیست.. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ایی است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نوبا جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرهاوافطارهایش.. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم.. اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم.. عید فطر عید ما نیست.



خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان واین اجازه رابما دادی تاسحرها عاشقانه با تو سخن بگوئیم ودرد دلمان را با تو بگوئیم واکنون روز اول شوال را بر ما عیدگرداندی عید برعاشقان مبارکباد.


تا ز رویت گرفته ام روزه
جز به یادت نکرده ام افطار
چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم…
اللهم عجل لولیک الفرج


منابع:


www.hawzah.net
www.askquran.ir
http://gerashvar.bloghaa.com
http://sms4u.parsiblog.com
www.tebyan-zanjan.ir



نوشته شده در شنبه 28 شهریور 88ساعت ساعت 12:28 عصر توسط صادق مودی| نظر
طبقه بندی: پیامک 



1. احیاء شب عید

امام صادق علیه‏السلام به نقل از پدر بزرگوارش فرمود:
«کانَ عَلِىُّ ابْنُ الْحُسَیْنِ علیهماالسلام یُحْیى لَیْلَةَ عَیْدِ الْفِطْرِ بِالصَّلاةِ حَتّى یُصْبِحَ وَ یَبیتُ لَیْلَةَ الْفِطْرِ فِى الْمَسْجِدِ؛ (1) امام سجاد علیه‏السلام ، شب عید فطر را با نماز به صبح مى‏آورد و در مسجد به شب زنده‏دارى مى‏پرداخت.»

2. زیارت امام حسین علیه‏السلام

سید ابن طاووس در اقبال الاعمال از جمله آداب شب عید فطر را، زیارت امام حسین علیه‏السلام معرفى مى‏کند.

3. غسل شب و روز عید

از جمله آداب شب و روز عید فطر، غسل است. وقت غسل شب عید، از اول مغرب تا اذان صبح است؛ گرچه انجام آن در ابتداى شب بهتر است. و وقت غسل روز عید، از اذان صبح تا غروب آفتاب است؛ گرچه بهتر است آن را پیش از نماز عید به جا آورد و اگر از ظهر تا غروب بجا آورد، احتیاط واجب آن است که به قصد رجاء انجام دهد. (2)

4. پرداخت زکات فطره

همچنان که تمام بودن نماز به صلوات بر پیامبر و آل اوست و بدون صلوات نماز ناتمام است، تمام بودن روزه نیز به پرداخت زکات فطره است.
قال ابوعبداللّه‏ علیه‏السلام : «اِنَّ مِنْ تَمامِ الصَّوْمِ اِعْطاءُ الزَّکاةِ ـ یَعْنِى الْفِطْرَةَ ـ کَما اَنَّ الصَّلاةَ عَلَى النَّبِىِّ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله تَمامُ الصَّلاةِ، لاَِنَّهُ مَنْ صامَ وَ لَمْ یُوَدِّ الزَّکاةَ فَلا صَوْمَ لَهُ اِذا تَرَکَها مُتَعَمِّدا؛ (3) امام صادق علیه‏السلام فرمودند: از جمله کارهایى که موجب کامل شدن روزه است، پرداخت زکات فطره است، همچنان که صلوات بر پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله ، موجب کامل شدن نماز مى‏شود. اگر کسى روزه بدارد ولى زکات فطره را از روى عمد پرداخت نکند، در واقع روزه نداشته است [و روزه‏اش مقبول نیست.]»
زکات فطره، علاوه بر آنکه باعث تمام بودن روزه است، نقصان زکات مال را نیز جبران مى‏کند.
امام على علیه‏السلام فرمود: «مَنْ اَدّى زَکاةَ الْفِطْرَةِ اَتَمَّ اللّهُ بِها ما نَقَصَ مِنْ زَکاةِ مالِهِ؛ (4) کسى که زکات فطره پرداخت کند، خداوند به وسیله آن، نقصان در [پرداخت] زکات مالش را جبران مى‏کند.»

5. تکبیر خداوند

به پاس امداد الهى و یارى رساندن او در پیروزى بر دیو نفس و برخوردارى از نعمت هدایت و سرمایه معنویت، باید ولى نعمت را بزرگ داشت و او را تکبیر گفت.
بعد از نماز مغرب و عشاى شب عید، پس از نماز صبح و ظهر و عصر روز عید و نیز پس از نماز عید فطر مستحب است چنین تکبیر بگویند: «اللّه اکبر، اللّه اکبر، لا اله الا اللّه واللّه اکبر، اللّه اکبر وللّه الحمد، اللّه اکبر على ما هدانا.» (5)

6. کراهت روزه تا سه روز پس از عید فطر

در برخى روایات توصیه شده است که تا سه روز پس از عید فطر، از روزه گرفتن خوددارى شود.
امام صادق علیه‏السلام فرمودند: «لا صِیامَ بَعْدَ الاَْضْحى ثَلاثَةَ اَیّامٍ وَلا بَعْدَ الْفِطْرِ ثَلاثَةَ اَیّامٍ اِنَّها اَیّامُ اَکْلٍ وَ شُرْبٍ؛ (6) تا سه روز پس از عید قربان و عید فطر، روزه داشتن روا نیست. این روزها، روزهاى خوردن و آشامیدن است.»

پی نوشت :


1. حر عاملى، وسائل الشیعه، (آل البیت)، ج8، ص87.
2. رساله امام خمینى رحمه‏الله ، مسئله 644.
3. سید ابن طاووس، اقبال الاعمال، ج1، ص466؛ شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص119.
4. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج2، ص119.
5. رساله امام خمینى رحمه‏الله ، مسئله 1526.
6. حر عاملى، وسایل الشیعه، (آل البیت)، ج10، ص519.



نوشته شده در شنبه 28 شهریور 88ساعت ساعت 12:25 عصر توسط صادق مودی| نظر بدهید
طبقه بندی: عید فطر 






 

عید فطر، براستی عید پایان یافتن رمضان نیست، عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ای است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است.
وقتی بهار به پایان می رسد همه درختان در فراقش برگ ریزان می شوند.پاییز، برگ برگ اندوه ِباغ است از رفتن بهار. بهاری که دل های مرده بی جوشش را به پویش کشانده بود وبه مانند ردیف شناس ِموسیقی زنده اُنس همه را صلای بیداری داده بود. چه سخت است وداع بهار. و چه سخت تر وداع با بهارِجان. بهار ِ فرصت های ناب. بهارِ مجال های مغتنم بیداری. بهاری که به ناگاه بر همه تار و پود جان انسان می وزد و همه هستی ما را به یک کرشمه وزش خود به آشتی با محبوب ازل فرا می خواند.
"فطر"؛ همان هنگامه زیبایی است که از پس ِسی روز فرمانبرداری از مهربانترین یار، رخ می نماید. پایان ِماهی است که همه درهای ملکوت به جانب عابدان باز شد و شیطان لعین دربند و گرفتار، و بهار دل های بی قرار سرمست از لطف محبوب برقرار گردید. اکنون زمان آن است تا برای همیشه، براثرتمرین رمضان، زمام جان را از هر چه منیت و کبر است باز کنیم و دل ها را ظرف ِضیافت ِپیوسته حضرت حق گردانیم.
فطر چیدن میوه هایی است که از متن باغستان های بی نظیر ِفطرت بر می آید.
عید، میعادی در زمان و فطر، میثاقی با فطرت است؛ چرا که رمضان دعوتی است به بازیافتن آن خودِ گمشده؛ و ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده؛ و ضیافتی است برای تناول از مانده تقوا. پایان این میهمانی ِخدایی، عید پذیرش است. عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکرهای فرخنده شبانه، عید انقیاد خواسته ها، عید محرومیت نفس اماره. فطر؛ سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است. عید فطر پاداش افطارهای خالصانه و مومنانه است. مُهر ِقبولی انفاق هایی که در امتداد قصد قربت انجام شد.
فطر؛ پایان نامه دوره ای زیبا از ایثار و گذشت است.

عید در لغت

"عید" در لغت از ماده "عود" به معنی بازگشت است، لذا روزهایی را که دشواری های قومی و جمعیتی برطرف می شود و به پیروزی ها و راحتی های نخستین فطری باز می گردند، عید می نامند. مانند عید فطر و قربان به مناسبت این که در پرتو اطاعت یک ماه رمضان یا انجام فریضه بزرگ حج، صفا و پاکی فطری نخستین به روح و جان، کوچ دوباره می کند، و آلودگی هایی که بر خلاف پیمان نامه فطرت است، از میان می رود.

کلمه فطر

کلمه "فطر" به معنی شکستن روزه است. بعد از آن اولین روز ماه شوال (دهمین ماه در تقویم اسلامی) آغاز می شود که با درخشش ماه شوال و به محض رویت خجسته آن روی می دهد. برخلاف عادات پیشینیان برای رصد این ماه از وسایل و تجهیزات مجهز رصد استفاده می شود.پس از رویت ماه در روز بعد مسلمین با پوششی نظیف و پاکیزه درحد بضاعت در مساجد جمع شده و با تکبیر و آداب مربوط به این روز پیروزی بر شیطان درون و برون را به یکدیگر تبریک می گویند.
زکات فطره یکی از آداب مهم در این ماه است که برای هر فرد به میزان حدود دو کیلوگرم از قوت غالب در نظر گرفته شده است.

عید فطر

"عید فطر" یکی از دو عید بزرگ در سنت اسلامی است. مسلمانان روزه دار که ماه رمضان را روزه به پا داشته و از خوردن، آشامیدن و بسیاری از کارهای مباح دیگر امتناع ورزیده اند، اکنون پس از گذشت ماه رمضان در نخستین روز ماه شوال، اجر و پاداش خود را از خداوند می طلبند، اجر و پاداشی که خداوند، خود به آنان وعده داده است.
روز اول ماه شوال را بدین سبب عید فطر خوانده اند که در این روز، امر امساک از خوردن و آشامیدن برداشته می شود و مؤمنان رخصت می یابند تا در روز، افطار کنند و روزه خود را بشکنند.

عید فطر صحنه ای از قیامت

حضرت علی (علیه السلام) به مناسبت عید فطر خطبه ای قرائت کرده و در آن، این روز را به قیامت تشبیه فرموده است:
ای مردم! این روز شما، روزی است که نیکوکاران در آن پاداش می گیرند و زیانکاران و تبهکاران در آن مأیوس و نا امید می گردند.
دنیا محل مسابقه است و آخرت، زمان اجر گرفتن؛ بهشت، جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزای واماندگان است.
آری عید فطر، شبیه ترین روز به روز قیامت است. چون در قیامت عده ای که زیان کارند، تأسف می خوردند و غضبناک می گردند و عده ای که نیکوکارند رستگار و متنعم به نعمت های الهی می شوند.
در آموزه های دینی ما تاکید شده است که وقتی از منازلتان برای خواندن نماز عید خارج می شوید، به یاد آورید زمانی را که از منزل بدن خود خارج شده و به سوی خدای خود خواهید رفت.
وقتی در جایگاه نماز خود می ایستید به یاد آورید زمانی را که در محضر عدل الهی می ایستید و از شما حسابرسی می کنند. وقتی از نماز به منازلتان بر می گردید به یاد آورید زمانی را که به منازل خود در بهشت خواهید رفت.
ای بندگان خدا! کمترین چیزی که به زنان و مردان روزه دار داده می شود این است که فرشته ای در آخرین روز ماه رمضان به آنان ندا می دهد:
"هان! بشارتتان باد، ای بندگان خدا که گناهان گذشته تان آمرزیده شد، پس به فکر آینده خویش باشید که چگونه باقی ایام را بگذرانید."
اکنون صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است؛ براستی چه کند؟ از آمدن آن یک دلشاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟

عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان، عاید منزل جان انسان ها می شود.
عید فطر، براستی عید پایان یافتن رمضان نیست، عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است، چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می شود. رمضان کوره ای است که هستی انسان را می سوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر می آورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش، با شبهای قدر و مناجات هایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر درعید فطر درنیابیم که از نو متولد شده ایم، اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم، عید فطر عید ما نیست. از اینروست که در دعای قنوت نماز عید فطر می خوانیم:
"اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا و لمحمد صلی الله علیه و اله ذخراً و مزیداً"
خدایا از تو می خواهم به حق این روز که آن را برای مسلمانان عید قرار دادی و برای محمد و آل او ذخیره و فزونی ساختی.

عید رمضان درآینه ادب فارسی

مغفور لاهیجی از اخلاف شعرای سبک عراقی است که در عین پاسداشت حرمت رمضان، عید فطر را بر آن ترجیح می دهد:
صبح نشاط دم زد، فیض سحر مبارک
عیش صبوح مستان، بر یکدگر مبارک
عید گشاد ابرو، بربست رخت روزه
این را حضر خجسته، آن را سفر مبارک
تیغ هلال شوال، باز از افق علم شد
ماه صیام بشکست فتح و ظفر مبارک
وقت سحر مؤذن آهنگ عیش برداشت
بر گوش روزه داران این خوش خبر مبارک
انجام خیر دارد، فکر شراب و ساقی
بحث فقیه و زاهد برخیر و شر مبارک
طبع حکیم و صوفی هر کس به طالعی زد
این راست نفع میمون آن را ضرر مبارک
استقبال از عید فطر در شعر مغفور لاهیجی جای خود را به مطایبه با رمضان در شعر شاعری به نام سولقانی می دهد:
می خور که هوا رایحه جان دارد
صحرا خوشی فیض گلستان دارد
خون رمضان به گردن ما و تو نیست
این کشته هزار زخم پنهان دارد
گویا سولقانی شاعر این شعر را هنگامی سروده است که رمضان در آن زمان با بهار مصادف بوده است.
استفاده از رمضان به عنوان یک صنعت شعری در دوبیتی از رونقی همدانی مشهود است:
ساغر به گردش آر که دور صیام شد
وقت شکست روزه و بنیاد جام شد
خونم چرا نمی خورد آن چشم پر فسون
در روز عید، روزه به مردم حرام شد
و اما در کنار تمام این مطایبات با رمضان " کلب علی تبریزی" رباعی زیبایی در تهنیت نه عید فطر که رمضان، با طنزی ملیح، دارد:
افسوس که ماه رمضان آمد و رفت
آن توبه ده پیر و جوان آمد و رفت
از بهر صلاح کار ما آمده بود
از دست فساد ما به جان آمد و رفت
میرزا محمد علی صائب تبریزی بهترین شاعر سبک هندی هم ورودی زیبا درعرصه رمضانیات دارد. صائب بی تردید از بزرگترین شاعران تاریخ ادبیات فارسی است، نه تنها از نظر آفرینش مضمون و باریک اندیشی بلکه از نظر کثرت اشعار. حضور مبانی عشق و عرفان و اخلاق در شعر صائب حضوری فعال و پویاست. او آغازگر سبک هندی از نظر تاریخی نیست، اما هماهنگ کننده نهایی این سبک است.
صائب گاه از رمضان فقط به عنوان یک مضمون استفاده کرده است و البته هرگز رمضان را کوچک نشمرده است.
تا کدامین دل بیدار مرا دریابد
چون شب قدر نهان در رمضانم کردند
و یا:
گرچه دست ستم زلف دراز است خطش
چو شب قدر شفیع رمضان خواهد شد
در دیوان صائب شعری که صراحتاً بوی رمضان ستیزی و یا روزه گریزی بدهد نیست و اگر هست در برابر وداع زلالش با رمضان رنگ می بازد. غزل "کلوخ انداز" او در مطلع آن هم محترمانه به نزدیک شدن ماه رمضان و اعمال کلوخ انداز اشارت دارد:
روزه نزدیک است می باید کلوخ انداز کرد
زاهدان خشک را رندانه از سرباز کرد...
(سیر و گشت و گذار و شرابخواری و عیش و عشرتی که در آخرهای ماه شعبان کنند، کلوخ اندازان گویند.)
همه پاسداشت او از رمضان در وداعیه اش جمع می شود. نوع وداع صائب با رمضان شطحی نیست. او همچون سعدی و البته منسجم تر از او، آنچنان که گویا از دوست خویش جدا می شود به وداع با رمضان برخاسته است و غزل وداعیه صائب با رمضان از هر حیث تازه است و با طراوت:
افسوس که ایام شریف رمضان رفت
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت
افسوس که سی پاره این ماه مبارک
از دست به یکباره چو اوراق خزان رفت
ماه رمضان حافظ این گله بد از گرگ
فریاد که زود از سر این گله شبان رفت
شد زیر و زبر چون صف مژگان صف طاعت
شیرازه جمعیت بیداردلان رفت
بی قدری ما چون نشود فاش به عالم
ماهی که شب قدر در او بود نهان رفت
تا آتش ِجوع رمضان چهره بر افروخت
از نامه اعمال سیاهی چو دخان رفت
با قامت چون تیر در این معرکه آمد
از بار گنه با قد مانند کمان رفت
برداشت ز دوش همه کس بار گنه را
چون باد سبک آمد و چون کوه گران رفت
چو اشک غیوران ز سراپرده مژگان
دیرآمد و زود از نظرآن جان ِجهان رفت
از رفتن یوسف نرود بر دل یعقوب
آنها که به صائب ز وداع رمضان رفت
آنچه در شعر کلوخ انداز آمده با مضمون این غزل کاملاً متفاوت است. اینکه در کلوخ انداز صائب با ملال به استقبال رمضان می رود و در این غزل با اشک و آه با آن وداع می کند به هیچ وجه در یک جا جمع شدنی نیست مگر آنکه فرض بگیریم که این دو غزل مربوط به دو دوره از زندگی صائب باشد.
اقبال لاهوری نیز چنین می سراید:
روزه برجوع و عطش شبخون زند
چنبر تن پروری را بشکند
اما از نظر گاه مولانا در طول ماه رمضان، "منِ" حقیقی انسان که در سایه من های دروغین وی قرار گرفته بود، مجال می یابد که از سایه برون آمده و خویشتنِ انسان شود؛ و با عید فطر این من برآمده که از مذبح من های دروغین ( من هایی که آلوده به نام و نان و شهوت اند. من هایی که نه سر بر آسمان که دل در گرو زمین دارند ) باز می گردد، فرصت عروج می یابد.
درنظر گاه مولانا عید فطر عید عاشقی است که اسماعیلِ خویشتن را ابراهیم وار به مذبح برده است و در پاداش فطر و شادی آن را دریافت داشته است:
عید بر عاشقان مبارک باد
عاشقان عیدتان مبارک باد
بر تو ای ماه آسمان و زمین
تا به هفت آسمان مبارک باد
عید آمد به کف نشان وصال
عاشقان این نشان مبارک باد
روزه مگشای جز به قند لبش
قند او در دهان مبارک باد
عید آمد که این سبکروحان
رطلهای گران مبارک باد
عید فطر در نگاه مولانا روز کمال است و وصال، روز مشاهده و رویت ماه فائق آمدن بر تضادها. عید فطر روز اجابت است و شگفتا از شگفتی دریافت های مولوی در این روز:
بگذشت مه روزه، عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد
معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمد
شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید آمد
جان از تن آلوده هم پاک به پاکی رفت
هر چند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد
از لذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نیز چو واقف شد او نیز دوید آمد
بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد
شگفت که در این ماه، سنگ درون به گوهر، زهر جان به شکر و قفل دل به کلید تبدیل می شود و مولانا در عید فطر بر تمام این گشایش ها دست افشان و سپاس گویان است.
در غزلی مولانا رمضان را به "مریم" و عید فطر را به "عیسی" تشبیه می کند:
نومید مشو گرچه مریم بشد از دستت
کان نور که عیسی را بر چرخ کشید آمد...
ای شب به سحر برده در یارب و یارب، تو
آن یارب و یارب را رحمت به شنید آمد
ای درد کهن گشته! بخ بخ که شفا آمد
وی قفل فرو بسته بگشا که کلید آمد
ای روزه گرفته تو ازمائده بالا
روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد
از هر طرف دیوان مولانا که می روی جز حیرتت نمی افزاید و افزایش این حیرت ره آوردی جز شوق و شور"لا یدرک و لا یوصف" چیزی نیست.
عید آمد و عید آمد و آن بخت سعید آمد
برگیر و دهل می زن کان ماه پدید آمد
عید آمد ای مجنون، غلغل شنواز گردون
کان معتمد سدره از عرش مجید آمد
عید آمد ره جویان، رقصان و غزل گویان
کان قیصر مه رویان زان "قصر مشید" آمد
صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی
کان خوبی و زیبایی بی مثل و ندید آمد
زان قدرت پیوستن، داوود نبی مستش
تا موم کند دستش، گر سنگ و حدید آمد
عید آمد و ما بی او عیدیم بیا تا ما
برعید زنیم این دم کان خوان و ثرید آمد؟
زو زهر شکر گردد، زو ابر قمر گردد
زو تازه و تر گردد هر جا که قدیم آمد
برخیز و به میدان رو، در حلقه رندان رو
رو جانب مهمان رو کز راه بعید آمد
غمهاش همه شادی، بندش همه آزادی
یک دانه بدو دادی، صد باغ مزید آمد
من بنده آن شرقم، در نعمت آن غرقم
جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد
بربند لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن
رو صبرکن از گفتن چون صبر کلید آمد
منبع: http://www.bashgah.net


نوشته شده در شنبه 28 شهریور 88ساعت ساعت 12:22 عصر توسط صادق مودی| نظر بدهید
طبقه بندی: عید 








اقوال فقها

موضوع رویت هلال ماه های رمضان و شوال در سال های اخیر از مباحث مهم جامعه ما بوده است و از اهمیت خاصی برخوردار است، مقاله ای که ملاحظه می فرمایید به این موضوع به طور کلی می پردازد و وضعیت رویت هلال ماه مبارک رمضان را مورد بررسی قرار می دهد .
با نزدیک شدن ماه مبارک رمضان راصدین مشتاقانه به دیدار این هلال می روند . رویت هلال این ماه به خاطر جنبه های دینی و مذهبی آن دو چندان می شود زیرا این ماه به شهر الله معروف است و مسلمین میهمان خداوند سبحان هستند و شبی در این ماه قرار دارد که خیر من الف شهر است یعنی برتر از هزار ماه است .
تعیین ماه قمری مبتنی بر رویت هلال است و ناظران در آغاز هر ماه می کوشند تا هلال را رصد نمایند ولی دیدن هلال در اولین شب پس از خارج شدن از محاق کار دشواری است.
ماه شب اول به صورت هلال باریکی در غرب آسمان در نزدیکی افق برای مدت کوتاهی نمایان می شود و رویت پذیری آن به شرایط متعددی بستگی دارد .
اگر چه ماه تقریباٌ هر 5/29 روز یکبار به دور زمین گردش می کند ولی به خاطر پیچیدگی های مدار آن تعیین دقیق زمان ظاهر شدن هلال بسیار مشکل است علاوه بر آن ممکن است وجود غبار ابر یا محدود بودن افق ناظرسبب شود تا راصدین نتوانند هلال را به آسانی شکار کنند .

اسلام و شمارش ایام

بناء اسلام بر سال و ماه قمری است . خداوند سبحان در آیه کریمه « ان عدة الشهور عندالله اثناعشر شهراٌ فی کتاب الله یوم خلق السموات والارض منها اربعه حرم ذلک الدین القیم » تعداد ماه ها را 12 عدد معرفی نموده است و ترتیب آنها را منوط به خلقت و آفرینش دانسته و همگام با فطرت انسانی دانسته است .
اهل شرع ماه های قمری را از رویت هلال تا رویت هلال دیگر محاسبه می کنند . بیرونی یکی از منجمین بر این نظر است که امکان دارد دو ماه پیوسته تمام باشد و تا سه ماه پیوسته ناقص رویت شود ولی صاحب زیج بهادری پس از محاسبه ای دقیق می نویسد : ممکن است چهار ماه متوالی هر ماه سی روز و سه ماه متوالی هر کدام بیست و نه روز واقع شود .
اهمیت ماه های قمری به این جهت است که بسیاری از اعمال عبادی همچون روزه ، حج و ... با رویت هلال ارتباط تام دارد و لذا تاریخ هجری قمری نخستین تاریخی است که مورد استفاده دنیای اسلام و مسلمانان جهان قرارگرفته و در آن اعیاد و سوگواری های مذهبی به کمال و تمام یاد شده است .
تاریخ هجری قمری که مبنایش هجرت پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله از مکه به مدینه است با ماه محرم آغاز می شود و با ماه ذی الحجه پایان می پذیرد .

هلال از منظر قرآن

قرآن کریم از هلال ماه، منازل ماه و ... بارها سخن به میان آورده و ذیل آیات اهدافی را دنبال نموده است .
در آیه 5 سوره یونس می فرمایند :
« هوالذی جعل الشمس ضیاء و القمر نوراٌ و قدره منازل لتعلموا عدد السنین و الحساب ما خلق الله ذلک الا بالحق. »؛ او کسی است که خورشید را روشنایی و ماه را نور قرار داد و برای آن منزلگاه هایی مقدر کرد تا عدد سال ها و حساب کارها را بدانید ، خداوند این را جز به حق نیافریده است .
معلوم می شود که از اشکال مختلف ماه در آسمان همچون هلال ، تربیع ، تثلیث ، تسدیس و بدر و سپس رو به نقصان گذاردن آن برای مردم بدون محاسبات نجومی و رجوع به اهل خبره امکان پذیر است .
همچنین فرمود « یسئلونک عن الاهله قل هی مواقیت للناس والحج»؛ ای پیامبر درباره هلال های ماه از تو سئوال می کنند، بگو آنها بیان اوقات برای نظام زندگی مردم و تعیین وقت حج است.
و همچنین فرمود : « الشمس و القمر بحسبان »؛ خورشید و ماه بر طبق حساب منظمی می گردند.
و بر حرکت زمین گرد خورشید و گردش نجومی ماه دور کره زمین تکیه می نماید و فرمود:
« والقمر قدرناه منازل حتی عاد کالعرجون القدیم »؛ که برای ماه منزل هایی را مقدر فرموده است .

اسباب اختلاف رویت

عوامل ذیل موجب اختلاف رویت می شود:

الف ) اختلاف طول شهرها

هر شهری که طول آن نزدیک تر به مبداء طول ( گرینویچ ) باشد در بسیاری از اوقات رویت در آن بیش از مناطقی است که طول شرقی آنها زیادتر از مبداء مزبور باشد یعنی در بلاد غربی تر امکان رویت بیش از بلاد شرقی است .

ب ) اختلاف عرض شهرها

دوری بعد معدل النهار از منطقه البروج و نزدیک شدن به آن در کوتاهی و بلندی شب و روز تاثیر دارد و بنابراین اگر دو شهر در طول و عرض برابر باشند اما یکی در نیم کره جنوبی و دیگری در نیم کره شمالی باشد امکان دارد هلال در شهر اول دیده نشود و در شهر دوم رویت شود. از طرفی بعد (عرض) قمر از دایره بروج موثر است .

ج ) اوضاع فلکی

دور و نزدیک بودن ماه به زمین در رویت موثر است لذا امکان رویت در حال حضیض بیش از حال دوری است .
همچنین بعد معدل ( بعد و فاصله غروب ماه پس از غروب خورشید ) فاکتور مهمی است و لذا هر اندازه فاصله غروب ماه زیادتر باشد زمان مکث هلال فوق افق بیشتر است و بهتر می توان رویت نمود .
عناصر دیگری مثل قرآن نیرین ( نزدیکی ماه و خورشید یا به عبارتی در یک راستا قرار گرفتن ماه و خورشید ) و ارتفاع ماه و سن هلال می تواند نقش تعیین کننده ای داشته باشد .

ثبوت هلال

در این که حلول ماه به رویت و مشاهده هلال ثابت می شود اختلاف و تردیدی وجود ندارد اکثر فقها، اثبات هلال را به رویت ضروری دین شمرده و اجماع و اتفاق مسلمانان را بر اعتبار آن ثابت دانسته اند . در سیره پیامبر ثابت است که حضرت به جستجوی هلال می پرداخت و این امر را به عهده داشت .
در احادیث متواتر رویت هلال موجب صوم و فطر داشته شده است.
صحیح محمد بن مسلم از امام باقرعلیه السلام نقل می کند که حضرت فرمودند :" اذا رایتم الهلال فصوموا و اذ رایتموه فافطروا"؛ با دیدن هلال روزه بدار و با دیدن آن روزه بگشا .
البته بسیاری از فقها" رویة عن حس" را معتبر می دانند یعنی با چشم غیر مسلح، ماه دیده شود و اگر توسط دوربین و تلسکوپ هلال دیده شود آن را معتبر نمی دانند و اما فقهایی هم هستند که رویت با چشم مسلح را در حکم رویت با چشم غیر مسلح می دانند و هر دو را حجت می دانند .
پس اگر دو شخص عادل ادعای رویت هلال نمودند و شهادتشان بر مبنای دلیل و مدرک بود از آنها پذیرفته می شود .

اقوال فقها

گروهی از فقها با بهره گیری از اصول و قواعد علمی بر این نظرند که ادله نقلی ( آیات و روایات ) دلالت تام بر لزوم اتحاد آفاق ( شهرهای نزدیک به هم ) و موضوعیت رویت دارند و نقطه مقابل گروهی دیگر با استفاده از قواعد و ادله مزبور معتقدند اتحاد آفاق لازم نیست و ادله نقلی هم طریق و کاشف از واقع می باشند .
قائلین به اتحاد افق از اطلاقات و عمومات روایات استفاده نموده اند که پیامبر اسلام فرمود : " صوموا لرویته وافطروا الرویته"؛ با دیدن ماه روزه بگیرید و با دیدنش افطار کنید پس رویت شرط دخول ماه است و دیدن هلال موضوعیت دارد. اما گروهی که رویت را برای همه آفاق معتبر می دانند به دعای وارده در قنوت نماز عید فطر اشاره کرده اند . در این دعا می خوانیم :
"و اسئلک بحق هذاالیوم الذی جعلته للمسلمین عیدا"؛ این عید برای همه مسلمین است .
همچنین لیلة القدر ظاهر در این است که این لیله معین دارای احکام مشخص برای جمیع مسلمین است .
این اختلاف میان علمای عامه هم وجود دارد. حنفی ها و مالکی ها و حنبلی ها قائل به ثبوت رویت هلال برای همه نقاط عالم در صورت رویت در یک نقطه هستند و شافعیه معتقدند اگر رای فقها مختلف باشد رویت هر ناحیه برای همان ناحیه حجت است.
آن هنگام که ماه رمضان به پایان می رسد عید فطر است . عید ، بازگشت به اصل است ؛ نه بازگشت به زندگی معمولی و دنیوی که قبلاٌ وجود داشت . چنانچه واژه دیگری که از ریشه « عاد یعود» می آید ، واژه معاد است . معاد یعنی بازگشت نزد پروردگار خود . در واقع عید، معاد و عود جملگی از یک ریشه اند . رمضان که به پایان می رسد، عید است ، یعنی بازگشت به مبدا به تحقق می رسد اگر چه بازگشت به مبدا برای همه ما متحقق نشده اما به یمن این که برای مردان خدا و ذات مقدسی که در هر عصری هستند به تحقق پیوسته ، ما هم به متابعت از آنها عید می گیریم و این عید، عید فطر است . فطر مناسبت با فطرت دارد و فطرت، فطرت ایمان است . در واقع این عید برای سلامت فطرت ایمان برگزار می شود .
منبع: http://whc.ir


نوشته شده در شنبه 28 شهریور 88ساعت ساعت 12:20 عصر توسط صادق مودی| نظر بدهید
طبقه بندی: هلال ماه رمضان 

مرجع دریافت قالبها و ابزارهای مذهبی
By Ashoora.ir & Night Skin
مرکز توسعه وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار می کند